دلم گرفته آسمون
دلم گرفته آسمون نميتونم گريه كنم
شكنجه ميشم از خودم نميتونم شكوه كنم
انگاري كوه غصهها رو شونة من اومده
آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده
خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خستهترم
تو روزگار بي كسي يه عمر كه دربهدرم
حتي صداي نفسم ميگه كه توي قفسم
من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن
نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن
منو به بازي ميگيرن عقربههاي ساعتم
برگهي تقويم ميكنه لحظه به لحظه لعنتم
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكستهتر
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكستهتر



+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:25 توسط •*´•. فرزانه•*´•.
|